بروشور.نشریه.عکس و ...(مناسبتهای ملی مذهبی)


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آرمانخواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست ! پس برادر ( و خواهر ) خوبم ؛ برای جانبازی در راه آرمانها بیاموز که در این سیاره رنج صبورترین انسانها باشی . سید شهیدان اهل قلم "سید مرتضی آوینی"
post
نویسنده : vares
تاریخ : پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1391

گزيده اي از كتاب بسيار زيباي حماسه ي حسيني

 

به مناسبت سالروز شهادت متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري

 

 

و گراميداشت مقام معلم

---------------------------------------------

 

مطابق معتبرترين نقلها اولين كسی كه از خاندان پيغمبر شهيد شد ، جناب‏
علی اكبر و آخرينشان جناب ابوالفضل العباس بود . يعنی ايشان وقتی شهيد
شدند كه ديگر از اصحاب و اهل بيت كسی نمانده بود ، فقط ايشان بودند و
حضرت سيد الشهداء . آمد عرض كرد برادر جان ! به من اجازه بدهيد به‏
ميدان بروم كه خيلی از اين زندگی ناراحت هستم . جناب ابوالفضل سه برادر كوچكترش را مخصوصا قبل از خودش فرستاد
، گفت برويد برادران ، من می‏خواهم اجر مصيبت برادرم را برده باشم .
می‏خواست مطمئن شود كه برادران مادريش حتما قبل از او شهيد شده‏ اند و بعد
به آنها ملحق بشود . بنابراين ام البنين است و چهار پسر ، ولی ام البنين‏
در كربلا نيست ، در مدينه است . آنان كه در مدينه بودند كه از سرنوشت‏
كربلا بی خبر بودند . به اين زن ، مادر اين چند پسر كه تمام زندگی و
هستيش همين چهار پسر بود خبر رسيد كه هر چهار پسر تو در كربلا شهيد
شده‏ اند . البته اين زن ، زن كامله‏ ای بود ، زن بيوه‏ ای بو د كه همه‏
پسرهايش را از دست داده بود . گاهی می‏ آمد در سر راه كوفه به مدينه‏
می‏ نشست و شروع به نوحه سرائی برای فرزندانش می‏كرد .
تاريخ نوشته است كه اين زن ، خودش يك وسيله تبليغ عليه دستگاه‏
بنی ‏اميه بود .
هر كس كه می ‏آمد از آنجا عبور بكند ، متوقف می‏شد و اشك‏
می‏ريخت . مروان حكم كه يك وقتی حاكم مدينه بوده و از آن دشمنان عجيب‏
اهل بيت است ، هر وقت می‏آمد از آنجا عبور كند ، بی‏اختيار می‏نشست و با
گريه اين زن می‏گريست .
اين زن ، اشعاری دارد و در يكی از آنها می‏گويد :

 

لا تدعونی ويك ام البنين

تذكرينی بليوث العرين

كانت بنون لی ادعی بهم

و اليوم اصبحت و لا من بنين

مخاطب را يك زن قرار داده می‏گويد : ای زن ، ای خواهر ! تا بحال اگر
مرا ام البنين می‏ ناميدی بعد از اين ديگر ام البنين نگو ، چون اين كلمه‏
خاطرات مرا تجديد می‏كند ، مرا بياد فرزندانم می ‏اندازد . ديگر بعد از اين‏
مرا به اين اسم نخوانيد . بله در گذشته من پسرانی داشتم ولی حالا كه‏
هيچيك از آنها نيستند . رشيدترين فرزندانش جناب ابوالفضل بود و
بالخصوص برای جناب ابوالفضل ، مرثيه بسيار جانگدازی دارد ، می‏گويد :
يا من رای العباس كر علی جماهير النقد و وراه من ابناء حيدر كل ليث‏
فی لبد
انبئت ان ابنی اصيب براسه مقطوع يد ويلی علی شبلی امال براسه ضرب‏
العمد

لو كان سيفك فی يديك لما دنی منه احد (1) 

 

 

ولا حول ولا قوه الا بالله

 

 

 

 

 

فصل سوم كتاب حماسه ي حسيني



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران