آرمانخواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست ! پس برادر ( و خواهر ) خوبم ؛ برای جانبازی در راه آرمانها بیاموز که در این سیاره رنج صبورترین انسانها باشی . سید شهیدان اهل قلم "سید مرتضی آوینی"
گفتاری از وحید جلیلی، سردبیر ماهنامه راه، در باب آسیب شناسی نیروهای انقلاب
سؤال همیشگی: چه كار بايد كرد؟!
عمدتاً وقتي آدم به پايگاههاي مختلف ميرود، سؤالي كه همهی بچهها ميپرسند اين است كه «چه كار بايد كرد؟»، «راهكار اجرايي چيست؟»، «ما نيرو داريم، امكانات داريم، اما چه بايد بكنيم؟» در برابر اين سؤالات يك راهكار اين است كه بگوييم شما اين امكانات را داريد، خُب حالا بياييد اين كار را بكنيد و هر كسي به فراخور حالش ممكن است يك پيشنهادي بدهد و انجام شود يا نشود، نتيجه بدهد يا ندهد. اما ميبينيم اين سؤال منحصر به يك یا دو پايگاه نميشود و اپيدمي است. يعني شما چه در تهران باشيد، چه در مشهد، چه در اليگودرز، چيزي است كه بين همه حزباللهيها رايج است و همه كاسة «چه كنم؟ چه كنم؟» برداشتهاند و شايد اشتباه باشد كه با يكي دو پيشنهاد بخواهيد معضل را برطرف كنيد. بايد فكر كنيم چه شده است كه نيرو هست، امكانات هست، زمينه براي كاركردن هست ولي همه كاسة «چه كنم؟ چه كنم؟» به دست گرفتهاند. يعني يك مقدار عميقتر و ريشهايتر بايد به موضوع نگاه كنيم. چه ميشود كه ما دهها هزار پايگاه و جلسه و تشكل و تجمع منتسب به انقلاب و ولايت و حزبالله و امثال اينها داريم و سالانه صدها ميليارد تومان پول دارد به نام فرهنگ و مقابله با تهاجم فرهنگي توي اين كشور خرج ميشود، اين همه هم وقت گذاشته ميشود، ولي اوضاع اين است كه هست، يعني جماعتي كه كمّاً و كيفاً از ما كمترند، ميشوند علمدار فرهنگ و علم و هنر در اين كشور و ما هميشه در موضع انفعال و ضعف قرار ميگيريم. اين يك سؤال جدي است كه بايد به آن توجه كنيم.
یاد دارم که ایام طفولیت ، بسیار عبادت مى کردم و شب را با عبادت به سر مى آوردم . در زهد و پرهیز جدیت داشتم . یک شب در محضر پدرم نشسته بودم و همه شب را بیدار بوده و قرآن مى خواندم ، ولى گروهى در کنار ما خوابیده بودند، حتى بامداد براى نماز صبح برنخاستند. به پدرم گفتم : از این خفتگان یک نفر برخاست تا دور رکعت نماز بجاى آورد، به گونه اى در خواب غفلت فرو رفته اند که گویى نخوابیده اند بلکه مرده اند. پدرم به من گفت : عزیزم ! تو نیز اگر خواب باشى بهتر از آن است که به نکوهش مردم زبان گشایى و به غیبت و ذکر عیب آنها بپردازى .
نبیند مدعى جز خویشتن را که دارد پرده پندار در پیش گرت چشم خدا بینى ببخشند نبینى هیچ کس عاجزتر از خویش
به مناسبت سالروز شهادت متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
و گراميداشت مقام معلم
---------------------------------------------
مطابق معتبرترين نقلها اولين كسی كه از خاندان پيغمبر شهيد شد ، جناب علی اكبر و آخرينشان جناب ابوالفضل العباس بود . يعنی ايشان وقتی شهيد شدند كه ديگر از اصحاب و اهل بيت كسی نمانده بود ، فقط ايشان بودند و حضرت سيد الشهداء . آمد عرض كرد برادر جان ! به من اجازه بدهيد به ميدان بروم كه خيلی از اين زندگی ناراحت هستم . جناب ابوالفضل سه برادر كوچكترش را مخصوصا قبل از خودش فرستاد ، گفت برويد برادران ، من میخواهم اجر مصيبت برادرم را برده باشم . میخواست مطمئن شود كه برادران مادريش حتما قبل از او شهيد شده اند و بعد به آنها ملحق بشود . بنابراين ام البنين است و چهار پسر ، ولی ام البنين در كربلا نيست ، در مدينه است . آنان كه در مدينه بودند كه از سرنوشت كربلا بی خبر بودند . به اين زن ، مادر اين چند پسر كه تمام زندگی و هستيش همين چهار پسر بود خبر رسيد كه هر چهار پسر تو در كربلا شهيد شده اند . البته اين زن ، زن كامله ای بود ، زن بيوه ای بو د كه همه پسرهايش را از دست داده بود . گاهی می آمد در سر راه كوفه به مدينه می نشست و شروع به نوحه سرائی برای فرزندانش میكرد . تاريخ نوشته است كه اين زن ، خودش يك وسيله تبليغ عليه دستگاه بنی اميه بود . هر كس كه می آمد از آنجا عبور بكند ، متوقف میشد و اشك میريخت . مروان حكم كه يك وقتی حاكم مدينه بوده و از آن دشمنان عجيب اهل بيت است ، هر وقت میآمد از آنجا عبور كند ، بیاختيار مینشست و با گريه اين زن میگريست . اين زن ، اشعاری دارد و در يكی از آنها میگويد :
لا تدعونی ويك ام البنين
تذكرينی بليوث العرين
كانت بنون لی ادعی بهم
و اليوم اصبحت و لا من بنين
مخاطب را يك زن قرار داده میگويد : ای زن ، ای خواهر ! تا بحال اگر مرا ام البنين می ناميدی بعد از اين ديگر ام البنين نگو ، چون اين كلمه خاطرات مرا تجديد میكند ، مرا بياد فرزندانم می اندازد . ديگر بعد از اين مرا به اين اسم نخوانيد . بله در گذشته من پسرانی داشتم ولی حالا كه هيچيك از آنها نيستند . رشيدترين فرزندانش جناب ابوالفضل بود و بالخصوص برای جناب ابوالفضل ، مرثيه بسيار جانگدازی دارد ، میگويد : يا من رای العباس كر علی جماهير النقد و وراه من ابناء حيدر كل ليث فی لبد انبئت ان ابنی اصيب براسه مقطوع يد ويلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد
اول از اینکه لطف کردید و وقتتون را در اختیار ما گذاشتید، تشکر می کنم.به عنوان اولین سوال، چرا هنوز بعد از گذشت 18 سال از شهادت شهید آوینی، جای خالی ایشان پر نشده است، کدام ویژگی شاخص شهید آوینی، در هنرمندان ما دیده نمی شود؟
بسم الله الرحمن الرحیم. جای شهید آوینی خالی نیست.آدم هایی در تراز ایشان، خودشان را در تاریخ و فرهنگ جامعه تثبیت می کنند و اگر کسانی بخواهند به این افراد بی اعتنا باشند، آنها هستند که یک جای خالی برای خودشان به جا گذشتند.امثال آوینی ها،مطهری ها، شریعتیها و آل احمدها، آمدند و جاهای خالی را در تاریخ و فرهنگ ما پر کردند.خلا هایی که وجود داشته، پر کردهاند و بعد از آنها هر کسی بخواهد در ادامه مسیر فرهنگی جامعه، طی مسیر کند ناگزیر خواهد بود به این افراد مراجعه کند و تجربهی برجستهی آنها را مورد توجه قرار بدهد.پس این تعبیر شاید یک مقدار تعبیر دقیقی نباشد.